شکارچی دل

 

دختر افسونگر زیبا چشمی که ابروانش بی شباهت به خنجر

 

بران نیست دل نویسنده ی حساس شوریده حالی را با

 

تیر نگاهش شکار کرد ومیان دستان ظریفش  چنگ زنان با خود برد !

 

نویسنده ی تیره بخت عاشق پیشه سوال نمود :

 

با دل زخم دار من چه خواهی کرد؟

 

 جواب داد:هیچ بدورش میافکنم !

 

نویسنده پرسید:پس چرا با تیر نگاهت شکارش کردی؟

 

خندید و گفت : می دانی شکارچی بیرحم است شکار می کند

 

ولی هرگز به شکار خود دل نمی بندد!!